عاشق ماشقی
آرزویت میشود ، بی خیالی سر کنی
سر عشقت نوازش ، چشمت تر کنی
...
عهد کنی ، نشان گیسوانش تا که باز
سختی این حال و روز تلخ ، خر کنی
...
دائما زند صدایت ، کند نگاهت تو را
تا نغمههای عاشقانه اش ، از بر کنی
...
شور و اشتیاق قلبم ، بیقراریهای او
تا که گوش عالمیان ، برایش کر کنی
...
گر تو هم مثل من بی همدم و بالینی
با خیال همدم همدمان بال و پر کنی